تبليغاتX
وادی های سرگردان
 

ماه خدا (ماه رمضان) انگار دیگه داره به پایانش میرسه...

نمیدونم چرا امسال با هر سال دیگه ای برای من این ماه فرق داشت و جور دیگه ای بود!!!

نمیدونم....اما هر چی که بود به پایان رسید و الان که دارم این متن رو مینویسم دارن اذان میگن و

به نظر آخرین اذان ماه رمضان امسال میاد و فردا عید...عید همگی مبارک باشه...دلم میخواست

مثل همیشه متن هایی مینوشتم که کمی گنگ بود اما نمیدونم چرا دیگه دوست ندارم اونجور متن هام

رو بذارم توی وبلاگ و این دنیای مجازی...و روز به روز دارن تو هارد کامپیوترم جا خوش میکنن...

نمیدونمممم....دلم میخواد یه سری شعر بنویسم...البته نه از خودم...شعر هایی که دوسشون دارم...

نمیدونم شماهام ازشون خوشتون میاد یا نه...به هر حال مینویسمشون ...

باران که می بارد تو می آیی ، باران گل، باران نیلوفر ، باران مهر و ماه و آیینه ، باران شعر و شبنم و شبدر ، باران که می بارد تو در راهی، از دشت شب تا باغ بیداری، از عطر عشق و آشتی لبریز ، با ابر و آب و آسمان جاری...

غم می گریزد ، غصه می سوزد ، شب میگدازد ، سایه میمیرد ، تا عطر آهنگ تو می رقصد ، تا شعر باران تو میبیند، از لحظه های تشنه ی دیدار تا روزهای با تو بارانی، غم میکشد ما را ، می بینی، دل میکشد ما را ،

تو میدانی...

 

 

شوق سفر نداشتی ، قصد گذر نداشتی، من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی، رفتی و توی قلبم یاد تو جا گذاشتی، روی تموم حرفات یکدفعه پا گذاشتی...بی تو کدوم ستاره پا به شبم بذاره، ابر کدوم آسمون رو تشنگیم بباره، بی تو چی مونده با من جز یه صدای خسته جز یه نگاه خاموش جز یه دل شکسته...بال و پرم بودی خبر نداشتی ، تاج سرم بودی خبر نداشتی، سایه به سایه هر طرف که بودم همسفرم بودی خبر نداشتی...

پر زدی و ندیدی بال سفر نداشتم ، گفتی رها شو اما من دیگه پر نداشتم، کوه غم و رو شونم دیدی و بر نداشتی،  من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی...

 

((این شعر پایین رو خیلی گوش دادم...خیلی وقته....!!!)))

 

 

هی ، میخوام یه حقیقت تلخ رو بهت بگم خوب گوش کن :

یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره

یه نفر یه لقمه ی نون برای فردا نداره

یه نفر میشینه و اسکناساشو میشماره میخواد امتحان کنه که داره یا نداره

یه نفر از بس بزرگه خونشون گم میشه توش

اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا میخواد واسه دخترش عروسک بخره

انتخابم میکنه ولی پولشو نداره

یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطی

اون یکی مداد برای آب و بابا نداره

یکی ویلای کنار دریاشون قصر ولی

اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره

یکی برای مدرسه توپ چهل تیکه میخواد

مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره

یه نفر تولدش مهمونی و همه میان

یکی هم تقویم واسه خط زدن روزا نداره

یکی هفته ای یه روز پزشکشون میاد خونش

یه جا دیگه یکی داره میمیره خرج مداوا نداره

بعضی قلبا دنیایی واسه خودش داره

یه چیزایی توش داره که توی دنیا نداره

همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما

این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره

یه نفر می ارزه امضاش به هزارتا آدم

اما یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره

تو کلاس صحبت چیزی میشه که همه دارن

یکی میپرسه آخه چرا بابای ما نداره

یکی دوست داره که کارتون ببینه اما کجا

یکی هم انقدر دیده که میل تماشا نداره

یکی از واحد های بالای برجشون میگه

یکی حتی خونشون اتاق بالا نداره

یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره

یکی هم طاقت واسه ی صدور ویزا نداره

یکی جای خاله بازی کلاس شنا میره

اما اون یکی چیزی واسه نقاشی کردن نداره

یکی فکر آخرین رژیم های غذایی

یکی از بس که شب و روز نخورده نا نداره

یکی از بس شومینه گرم میفته از نفس

یکی هم برای گرمای دستاش ها نداره

دخترک میگه خدا چرا ما

مامانش میگه عوضش دخترکم اون خونه لیلا نداره

یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختی هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره

یکی آزمایش نوشتن واسش اما نمیره میگه نزدیکیای ما آزمایشگاه نداره

بچه ای که تو چراغ قرمزا میفروشه گل رو مگه درس و مشق و شور و شوق و رویا نداره

یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره

یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم

دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره

خدا به هر کسی هر چیزی دلش میخواد بده

همه چی دست اونه ربطی به ... نداره

آدما از یه جا اومدن همه میرن یه جا

اونجا فرقی بین فقیر و دارا نداره

کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت

با نمیشه با نمیخوام با نشد با نداره

بعضی قلبا دنیایی واسه خودش داره

یه چیزایی توش داره که توی دنیا نداره

همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما

این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره

 

 

نمیدونم چرا دوست داشتم ایندفعه اینجوری بنویسم!!!!!!!!

پ.ن : احساس خستگی بدی دارم!

پ.ن : تو آخرین شب از آخرین روز ماه رمضان سال ۸۶ برایم دعا کنید...

پ.ن :

بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو میشنوی

بذار خیال کنم هنوز صدامو میشنوی

بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم

بذار خیال کنم تو دلتنگیات، غروب که میشه یاد من میفتی

بذار خیال کنم منم اون که دلت تنگه براش، اونی که وقتی تنهایی پر میشی از خاطره هاش

...

......

...........

بذار خیال کنم اگرچه بی خیالمی!

 

 

+    سرگردان 

 

سلام...امیدوارم طاعات و عبادات همگی قبول باشد و از همين ابتدا از همگی التماس دعا دارم.

تو اينترنت داشتم درمورد شب قدر دنبال مطالبی می گشتم که وبلاگی نظرم رو جلب کرد و مطالبش رو بخاطر شبهای عزیز قدر مینویسم، البته من خودم هنوز به فلسفه ی این شبها درست پی نبردم اما دوست دارم که در موردش بدونم و... امیدوارم این مطالب رو بخونید و من رو هم فراموش نکنید و برام دعا کنید...

 

بسم الله الرحمن ارحيم

انا انزلناه فى ليلة القدر
و ما ادريك ما ليلة القدر
 ليلة القدر خير من الف شهر
تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم

من كل امر  سلام هى حتى مطلع الفجر

 

ترجمه سوره قدر: ما اين قرآن عظيم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد، شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است در اين شب فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن خدا (بر مقام ولايت نبى و امام عصر (عج) از هر فرمان (و دستور الهى و سرنوشت مقدرات خلق را) نازل مى گردانند، اين شب، رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه.

 

براي نام قدر چندين تفسير وجود دارد كه در اينجا به آنها اشاره مي شود:

 

قدر، شب مقدرات 

مفسران درباره اينكه چرا اين شب را ((شب قدر)) گفته اند و ((قدر)) به چه معناست، سه معنا را انتخاب كرده اند:

1- قدر = شرف و منزلت

از آن رو به اين شب، قدر گفته اند كه داراى شرف و پايه اى بلند و شانى عظيم است از اين رو كه انسان ها با زنده داشتن آن به قدر و منزلت مى رسند. وعده اي به اين علت كه كارهاي خدايي را در آن شب پاداشي بزرگ و گران سنگ است، در قدر و منزلت شب قدر همين بس كه سوره مباركه (قدر) در شأن آن نازل شده است.
2- قدر
= تنگی و ضيق
يكي از معانى (قدر) ضيق و تنگى است.
اين شب را از آن رو (قدر) گفته اند كه زمين به واسطه كثرت فرود فرشتگان در آن شب، تنگ مى شود. زمين در اين شب، سرشار از فرشتگانى است كه تا سپيده دم، هم صدا با زمينيان به احياى آن شب مى پردازند و به وظايف خويش مى رسند. در اين زمينه قرآن كريم مى فرمايد: (تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر).
3- قدر
= تقدير و اندازه گيرى
بسيارى از دانشمندان اين معنا را پذيرفته اند؛ چون در اين شب، همه چيز اندازه گيرى مى شود، به آن شب قدر گفته مى شود. از جمله مقدرات اين شب، سرنوشت افراد، جامعه، حوادث و پيش آمده، مانند جنگ، زلزله، پيروزى، شكست، سعادت و شقاوت و...است. در اين شب، سرنوشت افراد و جوامع و هر آنچه با سرنوشت انسان ها ارتباط دارد، بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد.

از حضرت امام رضا (ع)، روايت شده است كه:
(...اين شب را ليلة القدر ناميده اند، چون آنچه مربوط به سال است، از قبيل خوبى، بدى، زيان، سود، روزى (معيشت) و مرگ و ولادت در آن شب اندازه گيرى مى شود.
امام صادق(ع)، خطاب به (ابوبصير) فرمودند:
اى ابو محمد، در شب قدر حاجيان مشخص شده و پيشامدها و مرگ ها و
روزیها و آنچه مربوط به آن سال است تا سال آينده (شب قدر ديگر) رقم مى خورد؛

در مورد قدر و منزلت اين شب عظيم الشان آنقدربيان شده كه امام صادق مي فرمايند: در اين شبها تا صبح بيدار بمانيد غسل كنيد و100 ركعت نماز بگذاريد اگر نتوانستيد بايستيد بنشينيد و اگر نتوانستيد بنشينيد خوابيده نماز بگذاريد.

پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند: من ادرك ليله القدر، فلم يغفر له فابعده الله : از خداوند به دور باد و نفرين بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود. با اين حديث نقش انسان در تعيين سرنوشت خود واضح تر مى گردد و معلوم مى شود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتيجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پيامبر گرامى (ص) قابل قبول نيست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بى خاصيت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمايند.

برخي از اعمال اين شب:

دعاهايى مانند ((جوشن كبير))،((دعاي افتتاح))، ((ابوحمزه ثمالى)) و امثال آن ازدعاهاي اين شب هستند،

اما اعمالی که در هر سه شب مشترک است وباید انجام داد :

اول : غسل است  ( مقارن غروب آفتاب ، که بهتر است نماز شام را با غسل خواند )
دوم : دو رکعت نماز است که در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند وبعد از فراغ  هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَاَتوبُ اِلَيهِ ودر روايتی است که از جای خود بر نخيزد تا حقتعالی او وپدر ومادرش را بيامرزد.
سوم : قرآن مجيد را بگشايد وبگذارد در مقابل خود وبگويد :  اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَل ِوَمافيهِاسمُکَ الاَکبَرُو،اَسماؤُکَ الحُسنی وَيخافُ وَ يرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار پس هر حاجت که دارد بخوان.
چهارم : قرآن را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:

اللّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِيهِ، وَ فِيهِ اسْمُكَ الاَْكْبَرُ، وَ أَسْماؤُكَ الْحُسْنى، وَ مَا يُخافُ وَ يُرْجى، أَنْ تَجْعَلَنِي مِنْ عُتَقائِكَ مِنَ النّارِ. پس هر حاجت كه دارد بخواهد و بعد قرآن شريف را بر سر بگذارد و بگويد:

اللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ فِيهِ وَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ فَلاَ أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ، پس ده مرتبه بگويد بِكَ يَا اللّهُ، ده مرتبه بِمُحَمَّد، ده مرتبه بِعَلِيٍّ، ده مرتبه بِفاطِمَةَ ده مرتبه بِالْحَسَنِ ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ مُوسى ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّد ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه بِالْحُجَّةِ پس هر حاجت كه دارى طلب كن.

پنجم : زيارت امام حسين (ع) است؛ که در خبر است که چون شب قدر ميشود منادی از آسمان هفتم ندا ميکند که  حق تعالی آمرزيد هر کسی را که به زيارت قبر امام حسين (ع) آمده .
ششم : احيا داشتن اين شبها است که در روايت امده هر کس احيا کند شب قدر را گناهان او آمرزيده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان وسنگينی کوهها وکل درياها باشد .
هفتم : صد رکعت نماز کند که فضيلت بسيار دارد ، وافضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند .
هشتم : بخواند :اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَيتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ ....

به جا آوردن نمازهاي مستحبي و قضا، قرائت سوره‌هاي روم، عنكبوت و دخان (در شب بيست و سوم)، از ديگر اعمال سفارش شده در شب هاي قدر براي بهره‌ گيري از كرم و بخشش خداوند و آمرزش گناهان است.

اما اعمالی که مخصوص هر شب است وبايد انجام داد :

شب نوزدهم :

اول : صد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَاَتوبُ اِلَيه

دوم : صد مرتبه  اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَميرَالمومنينَ

سوم : بخواند يا ذَالَّذی کانَ ...

چهارم : بخواند دعای اَللّهَمَّ اجعَل فيما تَقضی وَ....

 

شب بيست و يک : فضيلتش زيادتر از شب نوزدهم است ، و بايد اعمال آن شب را از غسل  واحياء وزيارت ونماز ، هفت قل هوالله وقرآن بر سر گرفتن وصد رکعت نماز ودعای جوشن کبير وغير در اين شب بعمل آورد ، در روايات تاکيد شده در غسل واحياء وجدّ وجهد در عبادت در اين شب وشب بيست وسوم .

"التماس دعا"

 

پ.ن : برام دعا کنید...

پ.ن : چیزی ندارم که بگم....

پ.ن : دلیل اینکه برای اولین بار پست وبلاگم به این شکل بود ندارم...شما میدونید چرا؟؟؟

 

 

+    سرگردان